هویت بدقواره شهرها

(مصاحبه با دکتر جمال مشتاق)

گرایش به شهرنشینی و در پی آن افزایش تقاضای مسکن در چند دهه‌ی گذشته‌، توسعه ی همه جانبه ی شهری را با

مشکلات و چالشهای عدیده ای روبرو ساخته است که یکی از آنها بحران هویت شهری و برهم زدن نظم و برنامه ریزی و طرح تفصیلی شهر ماست.

 شهرشناسان بر این عقیده‌اند که سیمای هر شهر نشان از فرهنگ، مذهب، هنر و اقتصاد آن شهر است؛ مجموعه ای از ساختمانها، پارکها و ادارات و از طرف دیگر تعاملات انسانی و کلیتی که دارای ویژگی و هویت منحصر به فرد خود است!

اما آنچه امروز ما از شهرهای خود یعنی خروجی کالبد و کارکرد آن شاهد هستیم هویت آشفته ای است که جزو هویت شهری ما شده است، هویتی بد قواره‌ای که‌ ما را بر آن داشت عوامل شکل گیری و راهکارهای حل مسئله‌ را با یکی از مسئولان و متخصصین امور به‌ بحث بنشینیم.

 “جمال مشتاق” متولد 1344 شهر مهاباد است، وی که دکتری خود را در دانشگاه Bath انگلستان (جزء پنج دانشگاه برتر بریتانیا) در رشته برق گرایش قدرت اخذ نموده است، رئیس اسبق سازمان نظام مهندسی ساختمان کردستان اکنون به عنوان هیات علمی دانشگاه کردستان مشغول به فعالیت است.

  * همانگونه که می دانیم تعاریف متعددی در رابطه‌ هویت و فضای شهری مطرح است و می توان از زوایای مختلفی به این موضوع پرداخت، اما از آنجایی که هویت به عنوان پارامتری اجتماعی بر تشخص یابی فرد به‌ وسیله‌ جامعه‌ و فضا استوار است، جنابعالی چه ارزیابی از این رابطه‌، به اهتمام بحث هویت در ساخت و سازها و سیمای شهری شهرهای کشور دارید؟

 – پیش از ورود به بحث، ذکر این موضوع ضروری است که هویت در بحث ما دارای دو بعد کارکردی و کالبدی می باشد.

 بدیهی است که ما در اولین برخورد با هر مکان و پدیده یا موجودی، ابتدا با سیما و کالبد ظاهر آن برخورد می کنیم، در این میان ساختار و عناصر طبیعی یک منطقه به عنوان پایه ی فعالیتهای اولیه در حوزه ی شهرسازی، معماری و ساخت و ساز به شمار می آید.

 فاکتورهای طبیعی جغرافیایی و اکولوژیک جزو اولین عناصر در تشکیل و ساختار هویت هر منطقه ای محسوب می گردد.

 ویژگی های اقلیم همچون بارشها، دما، باد و منابع آبی (سطحی و زیرزمینی) ساختار توپوگرافیک و زمین شناسی منطقه و جاذبه ها و پوششهای طبیعی می تواند در تعیین این هویت نقش داشته باشد.

 یعنی به زبان ساده تر می توان گفت که قاعدتاً سیمای هر شهر و ساختمانهای آن باید نشان از عناصر طبیعی، توپوگرافی و اکولوژیک آن منطقه و همچنین بحث فرهنگ و تاریخ آن شهر باشد.

 اما اینکه آیا در استانهای کشور این امر یعنی سیمای شهرها نشان از هویت آنهاست، باید گفت که متاسفانه این موضوع یعنی عدم همخوانی سیمای شهر با فرهنگ و طبیعت هر منطقه در کشور نمایان است.

 * نظام مهندسی ساختمان به عنوان یکی از بازوان بزرگ ساخت و ساز کشور چه تمهیداتی در این رابطه اندیشیده است؟

 ـ اگر نگاهی به مقررات ملی ساختمان بیاندازیم از اولین اصول و وظایف مهندسان در امر ساخت و ساز توجه به هویت ایرانی و اسلامی است. یعنی احترام به گذشته و اقلیم هر منطقه. اما اینکه چرا این اصول رعایت نشده است، عوامل مختلفی باعث چنین امری شده است.

 لزوم توجه به سیمای شهری و ساخت و سازها، همکاری ارگانهای مختلفی را می طلبد و از طرف دیگر نیز مالکان و فرهنگ جامعه در این رابطه بسیار مثمرثمر است.

 نماو سیمای یک شهر و کالبد آن، مجموعه ای از نماهای ساختمانهای مالکان و شهروندان مشرف به فضای عمومی جامعه به دست می آید.

 حال نمای بیرون ساختمانها که وارد فضای عمومی می شود باید دید تا چه اندازه براساس اصول و برنامه ریزی بنا شده است؟

 اگر ما وارد شهرهای انگلستان به خصوص لندن شدیم آنچنان که خود نیز شاهد بوده، ما می توانیم از روی نما تشخیص دهیم که در چه محله ای پا گذاشته ایم.

 در این کشور به عنوان مثال، نمای درونی ساختمان را خود مالک تشخیص می دهد و فضای بیرونی را دست اندرکاران ساخت و ساز آن کشور تصمیم می گیرند؛ یعنی در آنجا فرد نمی تواند نمای بیرونی ساختمان خود را آنچنان که خود می پسندد بنا نهد که در جامعه ی ما این امر وجود ندارد و تصمیمات شخصی و مالک تشخیص می دهد که نمای بیرونی ساختمان وی چگونه باشد.

 با نگاه به این موضوع می توان فهمید که با وجود سلایق مخالف در جامعه، رخت و سیمای شهر به چه گونه ای تشکیل گردد!!

 متاسفانه در جامعه ی ما نماها در شهر نشانه ی چگونگی وضعیت معیشتی و پایگاه اجتماعی مالک و نحوه ی نگرش او به مسائل دور و خود است نه اقلیم و فرهنگ جامعه و هویت شهری!

 اشاره نمودیم که نما و سیمای شهر در حقیقت از اجزای متفاوتی تشکیل گردیده است که علاوه بر نمای ساختمانها طرح تفصیل شهری و خیابانها و… نیز دخیل هستند و این امر مستلزم همکاری همه جانبه ی شهرداری ها، معاونت عمرانی، مسکن و شهرسازی و میراث فرهنگی و کلیه ی ارگانهای دخیل در این حوزه است.

 اینکه آیا نظام مهندسی می تواند چنین جریان یا دستورالعملی که منتج به احترام به فرهنگ و هویت و اقلیم شهر می شود را به همگان القا کند خود بحث دیگری است.

 * همانگونه که می دانیم طرح تفصیلی شهرها طرحی است که براساس ضوابط کلی طرح جامع و معیارها، همچنین نحوه استفاده از زمینها و فضاهای شهری در نقاط مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین و وضعیت دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور، تراکم جمعیت، اولویت سازی و توسعه و عمران شهر در زمان کنونی و آینده پایه ریزی شده است!

 اما با توجه به این تعریف و نگاه به جامعه، این امر برداشت می شود که آیا اصولاً برای شهرهای ما طرح تفصیلی شهری وجود دارد و یا اگر وجود دارد تنها در حد یک طرح و تئوری نیست؟ چون واقعیت نشان می دهد که شهر براساس سلایق شخص پیش می رود نه برنامه ریزی و طرح تفصیلی شهری؟!

 ـ تغییر طرح تفصیلی شهری واقعیتی است که می بینیم و شاهد آن هستیم. وقتی که مهندسین و متخصصین امور شهرسازی طرح تفصیلی یک شهر را پایه ریزی می کنند براساس واقعیت ها، ظرفیت ها، نیازها و در نظر گرفتن جواب مختلف از جمله، فاضلاب شهرها، تاسیسات شهری، فضای سبز، استانداردهای معیشتی و ترافیک و… این امر را انجام داده اند.

 متاسفانه باید گفت که سیاست گذاری منسجمی جهت عملی نمودن کامل طرح تفصیلی شهری وجود ندارد. هر چند که همه ی مسئولین کشور به شدت مشغول به فعالیت و تلاش در جهت سامان دادن به وضعیت هستند اما انسجامی وجود ندارد.

 رعایت اصول طرح تفصیلی شهری نیازمند همکاری بخشهای خصوصی و دولتی است و باید در این زمینه نیز فرهنگ سازی شود و مردم نیز واقعیتهای موجود و احترام به این طرح و معیشت آینده و سیما و هویت شهر خود را در نظر بگیرند.

 * آیا در زمینه فرهنگ سازی در جامعه چه در بین مسئولین و چه شهروندان اقداماتی صورت گرفته است؟ این فرهنگ سازی در اصل باید چگونه باشد؟

 – فرهنگ سازی پیش از هر چیز نیاز به آموزش دارد و آموزش نیز ابزارهای خاص خود را دارد. متاسفانه در جامعه ما آنچنان که شایسته است برای آموزش در این رابطه اهتمام داده نمی شود.

 تا چه اندازه در رسانه ها، کتب آموزشی، تلویزیون و ادارات و… به بحث در این رابطه پرداخته ایم و برخی مفاهیم مهندسی و اصول و قوانین ساختمان سازی را آموزش داده ایم و یا به نسل نو منتقل کرده ایم!؟

 عدم آموزش و متعاقب آن عدم آگهی شهروندان از اصول شهرسازی و ساختمان سازی موجب بروز برخی انتظارات می شود که به نماو هویت شهری لطمه وارد می کند.

 عدم اعتماد کافی به مهندسین و توان و تخصص آنها از جانب شهروندان و اعمال سلیقه ای در بخشهایی که دانش کافی ندارند و همچنین قانون گریزی و عدم رعایت مقررات ملی ساختمان را می توان با آموزشهای لازم در رسانه ها و کتب و به طرق مختلف می توان برطرف نمود.

 شهروندان باید به این امر واقف گردند که رعایت مقررات ملی ساختمان و اصول ساختمان سازی به نفع خود آنهاست.

 مشکل دیگری که وجود دارد و باید فرهنگ سازی شود اینکه دید صرفاً اقتصادی به ساختمان سازی و امور عمرانی برداشته شود.

 باید به این قناعت رسید که ساختمان تنها متعلق به خود نیست و برای آیندگان و فرهنگ و جامعه است.

 * هویت شهری شهرهای کشور را چگونه می بینید و تحلیل کنید؟

 ـ متاسفانه با رشد شهرنشینی، شاهد رشد ناموزونی در جامعه به خصوص در بعد کالبد هویتی شهر بوده ایم.

 باید گفت که وضعیت شهرهای کشور از لحاظ هویتی آشفته است. ساختمانها و نمای شهرها دیگر بیانگر هویت طبیعی و اقلیمی و فرهنگی جامعه و پیشینه ی تاریخی این مملکت نیست.

 در برخی شهرهای جهان، قوانین و مقررات ویژه ای را در رابطه با کالبد و نما و هویت شهر در نظر گرفته اند و کنترل هایی ویژه در این رابطه طراحی شده است.

 در جوامع پیشرفته گروهی از متخصصین حوزه های مهندسان، جامعه شناسان، هنرمندان و زیباشناسان به کنترل طرحهای معماری و نمای بیرونی ساختمانها می پردازند و محیط شهر خود را از جنبه های مختلف همچون حجم، مصالح، رنگ و فضاهای شهری و… کنترل و به ارائه ی راهکار می پردازند و در نتیجه مالک شهری همگون هستند و مانند شهرهای ما آشفتگی و ناهمگونی را احساس نخواهند کرد.

 در شهرهای ما نه فرهنگ مشترکی برای ساختن ساختمانها وجود دارد و نه مصالح یکسان در نظر گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال نموده اند.

 این در حالیست که علیرغم وجود فرهنگی فنی و پیشینه ی معماری و ساختمانی گذشته ی کشور که همیشه الگویی برای دیگر جوامعه بوده است که متاسفانه ما نتوانستیم از این پتانسیل به نحو مطلوبی استفاده کنیم.

 * حال با وجود این وضعیت چه راهکار و پیشنهادی ارائه می فرمایید؟

 – ما تا زمانی نتوانیم طرحهای تفصیلی شهریمان را با استانداردهای جهانی و در نظر گرفتن همه جوانب یعنی فرهنگ، اقتصاد، طبیعت و… آماده کنیم نمی توانیم شهری استاندارد و دارای هویتی مشخص داشته باشیم!

 طرح تفصیلی که قابل تغییر نباشد و سلایق و ایده های مدیریتی مجزا و مختلف و همچنین خواست شهروندان نتواند آن را بر هم بزند که این خود باید مکانیزمی تعریف شود که این امر عملی گردد.

 چه در شهرداریها و چه در دیگر ارگانها و شهروندان و سازمان نظام مهندسی نیز باید ملزم به رعایت آن گردند.

 و در گام دوم باید نهادهای دولتی و خصوصی بانی امر ساخت و ساز باید با هم منسجم و هماهنگ عمل کنند تا شهروندان نوعی التزام به رعایت اصول تعریف شده بپردازند.

مورد دیگر نیز فرهنگ سازی است که پیشتر به آن اشاره گردید.

 باید به جایی برسیم که مالک، معماری بیرونی خانه ی خود را به مهندس واگذار نماید و مهندس و متخصصین امر نیز با توجه به طرح تفصیلی و هویت شهری عمل نماید.

 متاسفانه در جامعه ی ما وقتی معمار به مالک می گوید که به عنوان مثال از نمای سنگی استفاده شود تا با فرهنگ و نمای شهری همخوان باشد، در صورت عدم پذیرش مالک، این تصمیم عملی نخواهد شد.

نیز گاهاً شاهد تخلفات و ناهماهنگی ها در حوزه ی ساخت و ساز نیز بوده ایم.

image_pdfimage_print
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − هفت =

هویت بدقواره شهرها (مصاحبه با دکتر جمال مشتاق)