سوم اردیبهشت روز معمار/ روز معمار روز زندگی

نگرشی کوتاه به طبیعت و خلقت و زندگی

دنیای خاکی از کوه هاوجنگلها و رودخانه ها ودریا ها ودشت ها و .. و موجودات زنده و حیوانات و انسان تشکیل شده که این مجموعه با انسان و حیوانات و و..  درکنار هم زندگی درکره زمین را تشکیل داده و  این مجموعه بدست خالق یکتا طراحی و خلق شده است

کوه ها و جنگل ها و دریاها و دشت ها و .. طبیعت را پدید آورده که برای حیوانات و انسان ها محل زندگی است

زندگی حیوانات و زندگی انسانها با طبیعت به نوعی در هم آمیخته شده است

خداوند یکایک آنها را خلق نموده و  با دمیدن روح در این مجموعه زندگی برروی کره خاکی بوجود آمده است

اگر در طبیعت موجودات زنده اعم از انسان و یا حیوان و یا خزندگان و.. نباشد طبیعت به یک وادی خالی بدون روح و حرکت تبدیل و از کره زمین دوست داشتنی و قابل زندگی به یک کره خاکی  بی زندگی  تبدیل می گردد

با توجه به موارد فوق مشخص می شود زندگی است که به دنیا حیات و به انسان امید می دهد

غارها دردل کوه ها زمانی کاربرد دارند که از آن غارها استفاده شود که این استفاده توسط حیوانات یا انسان می باشد

رودخانه ها و دریاها و جنگل ها پدید آورند و نماد زندگی طبیعت هستند که  انسان ازآن بهره جسته و آن را جزئی از زندگی خود نموده است

ترکیب خلاقیت های خداوندی با زندگی  تشکیل دنیای خاکی را داده و در این چرخه انسان نیز دارای جایگاه زندگی انسانی است

خداوند با اهداء درایت وعقل و خلاقیت و تفکر و بیان و تحرک به انسان این اجازه را داده تااز مواهب الهی و داده های مادی و معنوی بهره جسته و در راستای داده های خداوندی قدم بردارد که اولین قدم  پی بردن اندک به  رمزوراز در خلقت و آفرینش است

خداوند بعضی از خلاقیت های ذاتی را به انسان اعطا نموده است /  به انسانی که دارای فهم و درک و اشرف مخلوقات نامیده می شود و دارای کمالات خدادادی و عرفانی است

انسان طبیعت را می بیند و در آن زندگی میکند و با اندیشه خود در باب هنری و زیبا شناختی الهی درآن باب تحقیق میکند که این تحقیق موجب خلاقیت ها در زمینه های مختلف مادی و عرفانی از جمله هنر و زیباشناختی میشودکه موجب تجلی اثر هنری میگردد

توسط فلاسفه در باب زیبا شناختی و تعریف هنرها ازجمله هنر  معماری و جایگاه آن سخن بسیار گفته شده که از ذکر آنها را ضرور نمی داند

هنر معماری تشکیل دهنده زندگی های فردی و اجتماعی و کلون های جمعیتی و ایجاد جوامع شهری و اجتماعی و در نهایت  شهر و شهر سازی می باشد

اگر جوامع وشهری و سکونتی  خالی از بشر و سکونتگاه ها و روح زندگی باشند به غارهای قبل از تاریخ وخلقت بشر مبدل میگردند

نکته  اول

سئوال:کیست که این چنین تظم رادرسراسرگیتی بعدازخداوندایجادکرده و می کند کسی نیست جز انسان

انسان ازمعمار ی طبیعت و ذات خدادادی الهام می گیرد و با هنر و الهام خود روح زندگی را ایجاد و پدید می آورد

هنر موسیقی را  الهام از آواز پرندگان و طبیعت است

هنر نقاشی الهام از موجودات و طبیعت و ... کره زمین است

هنر پیکر تراشی و مجسمه سازی از بدیهیات و آفرینش های خداوندی

وسایرهنرهاکه هرکدام جایگاهی دارند از موهبت ها و الهامات مادی و معنوی است و اما در مورد معماری که یکی از آن ها ست سخن دیگری گفته شده و باید گفته شود زیرا هنر معماری هنر ایجاد زندگی است

نکته دوم

هنر با فن و تکنولوژی بسیار متفاوت است و سعی  نگارنده برآن نیست که تکنولوژی رانفی و یا ردکند ولی معتقد است تکنولوژی فن است و هنر نیست

تکنولوژی در قالب فرم معماری کاربرد دارد زیرا هر محصول فنی و صنعتی دارای کالبد و فرم است که آن معماری آن تولید ویا محصول است

نکته سوم

هنر در گذر زمان تجلی پیدا کرده و میکند و تکنولوژی در گذر زمان تکامل می یابد

اگر به تکنولوژی یکصد سال گذشته نظری  افکنده شود مشاهده میگرددکه دیگر آن صنایع و تکنولوژی در دنیای امروز کاربرد ندارند و صنایع وتکنولوژی جدید جایگزین آن شده است در صورتیکه هنر در گذر زمان نه تنها منسوخ نشده بلکه با شکوفائی وتجلی مخصوصا" هنر دینی( قدسی ) همراه بوده است

کافی است  به آثار هنری معماری گذشتگان نظری انداخته  شودتا صحت گفتار ثابت میشود

خلاقیت هر هنرمندی دارای رمز وراز است که همگان آن را درنمیابند  همانند رمزوراز دراشعار شعرا و همچنین در نقاشی ودر تابلوی لبخند ژوکوند

هنوز هنرمندان و صاحب نظران نتوانسته هنر معماری گذشتگان راکه در سراسر گیتی موجود است را دقیق بشناسند وآن را تحلیل کنند

هنرمند انسان را با آفرینشهای الهی و هنر واندیشه وتفکر انسانی دارای زندگی میکند

هنرمند است که باارایه هنر خود زندگی را بدیع و دلنشین میکند

دنیای امروز دنیای صنعتی است و هرچه زمان پیش میرود باز دنیا صنعتی تر خواهد شد و صنعت قبلی از رده خارج میشود   اما هنرهمیشه به روز است و همیشه روبه تجلی و تعالی است

هنرها بغیر از هنر معماری دارای جایگاه ویژه و دارای دیدوحداکثر  سه سویه میباشند ولیکن  جایگاه هنر معماری فراتر از آنست و معمار هنرمندی است که دارای دید  پنج سویه میباشد

معمار سه بعد هندسی ( طول و عرض و ارتفاع ) را میشناسد وبه آن حرکت ( بعد چهارم )  و  با هنر آفرینی زندگی  ( بعد پنجم ) را تعریف و اضافه میکند

خلاصه کلام

با توجه به مطالب فوق اهمیت هنرو هنر مند در زندگی انسان وجامعه مشخص میگردد  و لازم است جایگاه هریک از هنرمندان  در جامعه مدنی تعریف گردد و درآن حالت است که جایگاه معماران در اجتماع  دقیقا" مشخص میشود

معماری درهرزمینه زندگی وجوددارد مثل معماری درسیاست توسط معماران سیاسی و یا در ... که هیچکدام دارای پنج بعد نیستند بلکه فقط هنر  معماری است که دارای پنج بعد است

جایگاه معماران در هر زمینه ای  درجامعه دارای جایگاه خاصی بوده و لیکن معماران هنر ی دار ای جایگاه ویژه ای همچون خورشید در جهان میباشند

پایان این سخن

در مورد جایگاه هنرمندان در جامعه سخن بسیار است  که در این مقاله فقط چند جمله در مورد هنرمندان و اندکی در مورد هنر معماری و معماران  سخن گفته شد

نگارنده معتقد است همانگونه که جایگاه برای پاسداشت بعضی از هنر ها مخصوصا" شاعران در جامعه جایگاهی مشخص گردیده وازشاعران همچون فردوسی وسعدی ومولاناورودکی و...درآن روز تجلیل و پاس داشت میشود چه خوبست روزی برای پاسداشت هنرمندان معمارکه سازنده الگوی زندگی و رفتاری باخلاقیت های هنری خود هستند اختصاص دهیم وآن روز را روز معماربنامیم ویادی از معماران هنرمند  بنمائیم و در آن روز بگوئیم./بیژن علی آبادی